ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

634

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

حج سلطان الملك الناصر محمد بن قلاون در ايام فرمانرواييش سه بار به حج رفت . نخست در سال 713 هنگامى كه قراسنقر نايب حلب و آقوش الافرم نايب طرابلس و مهنا بن عيسى امير عرب عصيان كردند و خربنده به شام آمد و از رحبه بازگرديد . در اين سال سلطان از مصر به شام آمد و از آنجا به حج رفت و در حج سال 713 شركت جست و فريضه به جاى آورد و به شام بازگرديد . دوم در سال 719 در اواخر ماه ذو القعده از مصر رهسپار مكه شد . صاحب حماة الملك المؤيد و امير محمد پسر خواهر علاء الدين پادشاه هند و فرمانرواى دهلى با او بودند . چون حج به جاى آوردند امير محمد پسر خواهر علاء الدين از آنجا به يمن رفت و سلطان به مصر بازگرديد و رميثه امير مكه از بنى حسن و ديگر زندانيان را آزاد كرد و او و ديگر زندانيان را صله داد . بار سوم در سال 732 بود . الملك الافضل بن المؤيد صاحب حماة بر عادت پدرش در موكب او بود . در سال 733 از حج بازگرديد و فرمان داد در كعبه را در ورقه‌هاى نقره گيرند و در اين راه سى و پنجهزار درهم هزينه كرد . به هنگام بازگشت از حج ، بكتمر الساقى بمرد . گويند زهرش داده بود . او يكى از بزرگترين امرايش بود و از مماليك بيبرس چاشنيگير بود كه به الملك الناصر منتقل شد . الناصر او را امير ساقيان نمود و منزلتش را روز بروز بيفزود و به او انس گرفت . چنان كه از هم جدا نمىشدند نه در سراى سلطان و نه در خانهء . خود بكتمر مردى بود بسيار با سياست . بعد از مرگش اموال و جواهر و ديگر اندوخته‌هايش در حساب نمىگنجيد . و اللّه تعالى ولى التوفيق بمنه و كرمه . اخبار نوبه و اسلام آوردن ايشان پيش از اين از غزو تركان در نوبه ، در ايام الملك الظاهر بيبرس و الملك المنصور قلاون سخن گفتيم و گفتيم كه در نخست ، عمرو بن العاص بر ايشان جزيه نهاده بود و بعدها نيز اين جزيه را ملوك زمان از ايشان مىگرفتند . گاه نيز در پرداخت آن مماطله مىكردند يا از ادا سربرمىتافتند . در اين هنگام بود كه لشكر مسلمانان بر سرشان مىرفت و آنان را به راه راست مىآورد . در سال 680 كه از سوى قلاون لشكر اسلام به آن سو گسيل شد پادشاهشان در شهر دنقله سمامون نام داشت و در اين زمان كه از آن سخن مىگوييم نام پادشاهشان آى بود و من نمىدانم كه آى بلا فاصله پس از سمامون پادشاه شده بود يا ميانشان فاصله بود . آى در سال 716 درگذشت و بعد از او برادرش كربيس در دنقله به پادشاهى رسيد . آنگاه مردى از خاندان